محمود نجم آبادى
186
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
بسيار مهمه و معتبره در بهداشت و طب ايران باستان مىباشد . چنان كه در فصل يازدهم و چهاردهم درباره انتقال بيماريها و ناپاكى آبها و تجزيه بيماران اشارت رفت ، امر تجزيه بيماران در درجه اولى مورد نظر ايرانيان باستان بوده است . دورى از شخص مبتلى به پيس و تكاليفى كه براى زن در حال قاعدگى بوده و يا درباره زنى كه بچه مرده زائيده است ، اكنون نيز در ميان عده در مدتى ( چندين روز و گاهى قريب بيست روز ) ميان پيروان آئين زرتشت متداول است كه جز پرستاران و مواظبين و مراقبين و پزشكان كسى دست به زائو نمىزند . از طرفى منفرد ساختن زنان در دوران قاعدگى ( چنان كه قسمتى از اين مطلب در مبحث بهداشت و بيماريهاى زنان ذكر گرديد ) از وظائف مومنين به آئين زرتشت مىباشد و چنان كه قبلا مذكور افتاد در ونديداد باب شانزدهم درباره قاعدگى زنان يعنى دشتان در فقرات اول تا هشتم دستور داده شده است كه بايد زن در موقع حيض و ديدن خون و يا زنى كه بچه مرده زائيده و يا افرادى كه با دفن و كفن مردگان سروكار داشتند ، مىبايست از جمعيت و شهر دور باشند ، يا آنكه افرادى كه دست به مرده مىزدند مىبايست خود را تطهير نمايند و وظائف و تكاليف زن آبستن و امثال آنها تماما مىرساند كه تجزيه و انفراد بيماران در ايران باستان بسيار معمول بوده و ايرانيان معتقد بودند كه بيمار براى نزديكان و اطرافيانش خطر داشته است ، منتهى بايد دانست در آن دوران به مانند حال اطلاعات مربوط به خطرات ناشيه از بيماريها مخصوصا بيماريهاى همهگير بر ايرانيان باستان روشن و واضح نبوده و عوامل انتشار بيمارىها را نمىدانستند ، بدين مناسبت نمىتوان توقع آن داشت كه به نحو اصولى ( سيستماتيك ) اين امر يعنى منفرد ساختن و تجزيه بيماران عملى گرديده شده باشد ، فقط بايد دانست منفرد ساختن بيماران